فلسفه ایام البیض
تو کتاب علل الشرایع شیخ صدوق ج٢ مطلبی در مورد علت نامگذاری ایام البیض دیدم که شرحش خالی از لطف نیست:
زرّ بن حُبيش گويد: از ابن مسعود در مورد «ايّام البيض» سؤال کردم (که چرا اين سه روز را ايّام البيض گويند)؟گفت: از رسول خدا(ص) شنيدم که مي فرمود: زماني که آدم مرتکب معصيت پروردگار شد، منادي از زير عرش به او ندا داد:اي آدم خارج شو از جوار من، همانا مجاور من نمي شود کسي که معصيت مرا کرده، پس آدم و ملائکه (از اين سخن) گريستند، و خداوند عزّوجلّ جبرئيل را به سوي او فرستاد و او را در حالي که سياه شده بود به زمين هبوط داد، چون ملائکه او را (با صورت سياه) ديدند، صداي ضجّه و گري? آنها بلند شد، و سخت گريستند و عرض کردند:پروردگارا! موجودي را خلق نمودي و از روح خودت در او دميدي، و ملائکه را امر کردي که بر او سجده کنند فقط به خاطر يک معصيت، سفيدي او را به سياهي مبدّل نمودي؟
پس ندايي از آسمان به آدم خطاب شد که: امروز براي پروردگارت روزه بگير، پس آن روز آدم روزه گرفت، و آن روز مصادف بود با روز سيزدهم ماه، پس از پايان روز، يک ثلث از سياهي او برطرف شد، پس روز چهاردهم نيز به او ندا رسيد که امروز نيز براي پروردگارت روزه بگير، و آدم نيز چنين کرد، پس يک ثلث ديگر از سياهي او برطرف شد، سپس روز پانزدهم نيز همان خطاب به او رسيد، و آدم روزه گرفت، و در آن روز تمامي سياهي او برطرف شد.به همين علت اين ايّام، «ايّام البيض» ناميده شد، به خاطر اين که در اين ايّام خداوند عزّوجلّ سفيدي را بر آدم برگردانيد، پس بار ديگر از آسمان به او ندا رسيد که: اي آدم! اين سه روز را من براي تو و براي فرزندانت قرار دادم، هر کس در هر ماه اين سه روز را روزه بگيرد، مانند آن است که همه سال را روزه دار باشد.


فلسفه ایام البیض
