اندر مشقات شیرین خاله ای شدن2(یادداشت خاله ای)
مسئله دیگه کار کردن شکمش بود.
اون اولا هر روز شکمش کار میکرد. همه دیگه به این روند عادت کرده بودیم تا اینکه یه دفعه شکمش کار نکرد.
چند روز طول کشید. دیگه همه نگران شده بودن.
هر چی به ذهنمون میرسید تجویز میکردیم.
مامانم به خواهرم میگفت آلو بخور!!!!!!!!!!
من میگفتم آخه این که برای خودش خوبه نه بچه!! مامانم برای کار کردن شکمش نذر کرده بود!!باباش میبردش حموم و میذاشتش توی لگن آب گرم.
خلاصه همه منتظر که شکم آقا کار کنه. قرار شده بود هر وقت شکمش کار کرد مامان و باباش زنگ بزنن به همه خبر بدن که یه فامیل از ناراحتی در بیان!!! وقتی زنگ زد و خبر داد که شکمش بالاخره بعد از ده روز کار کرد صدای سوت و دست زدن همه جارو پر کرد!!!
جالب بود خواهرم که به ما زنگ زد اولین چیزی که گفت این بود: چشمتون روشن!!!!!!!
یعنی چشم ما باید روشن بشه که شکم پسر ایشون کار کرده!!!!! عمراااااااااااا اگر قبلا از این خبر خوشحال میشدم!!! این از خاصیت های خاله بودن که از هر چی که قبلا بدت میومده حالا کلی باهاش ذوق میکنی!!!
البته اینو بگم که دیگه پوستمون کلفت شده شکمش ده روز ده روز کار نمیکنه عین خیالمون نیست.
میگیم لابد همش جذب میشه!!!!! تازه باید خوشحالم باشیم که کارکرد رودش 100% شده!
ادامه اش تو ادامه مطلب+تصاویر
مسئله دیگه گاز رودشه!!!
مثلا نشستی داری فیلم میبینی. با کلی ذوق هم آقا رو بغل کردی قربون صدقش میری. یه دفه یه صدایی میاد و به دنبالش بوش میاد! تنها کاری که میتونم بکنم رفتن از اون مکانه!تازه اگر بو دنبالم نیاد.
البته بهترین راهکارش دادنش به یه از همه جا بیخبره که داره رد میشه. معمولا مامانمه!! خواهرم سریع میفهمه و در میره.
مسئله دیگه پوشک عوض کردنشه! از شما چه پنهون من از همون اول گفته بودم عوض کردنش خط قرمز منه!!!!
ولی جدیدا آقا از خط قرمز عبور کردن و من هم پوشکشو عوض میکنم. 
چشمتون روز بد نبینه. یه دفه که داشتم عوضش میکردم وقتی پوشک کثیفو برداشتم و با دستمال مرطوب داشتم تمیزش میکردم فکر کنین سرم هم پایین بود و میخواستم کارم با دقت باشه گاز روده این بچه منو غافلگیر کرد.!!!! 

تا اومدم به خودم بجنبم همش وارد دهان و ریه هام شد!!!!!!!!!!
فکر کنین مستقیم و بی واسطه!!!!!!!! گفتم بیا اینم مزدم!! ولی بعدش که بهش فکر کردم خدارو شکر کردم که فقط گاز بود!!!!!!!! 
مسئله دیگه حرف زدن با این جوجوئه.
این قسمت جزء بهترین قسمتاشه. وقتی باهاش حرف میزنم بهم نگاه میکنه و بعضی مواقع هم جوابمو با صداهایی که از خودش در میاره میده.
خییییییییییییییییلی شیرینه. خییییییییییییییییییییلی دوسش دارم.
وقتی گریه میکنه براش صدای پیشی و جوجو در میارم ساکت میشه!! به مامانش میگم میترسم به حرف که بیفته به جای حرف زدن جیک جیک کنه!!!!!!!!!
یکی دو هفته پیش من و مامانشو باباش رفته بودیم شمال . صبح روزی که میخواستیم برگردیم از خواب بیدار شده بود. منم با کلی ذوق بغلش کردم. دیدم یه قسمتش زیادی گرمه.
کاشف به عمل اومد که جاشو خیس کرده.
مجبور شدم اول صبح برم دوش بگیرم. بعد توی راه برگشتنه توی ماشین سمت مامانش آفتاب شد. خواهرم گفت بیا بگیرش شیفت توئه. منم بغلش کردم باز اون احساس متحیر کننده گرم بودن به سراغم اومد. دقت که کردم دیدم بعلههههههه. دوباره خیس کرده.
جالبه که همشم توسط من کشف میشه.
خلاصه چجوری توی ماشین عوضش کردیم بماند. بعد از یه مدت خوابید بلند شد دیدیم باز خیسه!!!!!!
دیگه ما هم گفتیم آب که از سر گذشت چه یه وجب چه ده وجب!!!!!!!!!
تا برسیم همونجوری بغلش کردیم. جالب بود که تا اون موقع هیچ وقت پس نداده بود (البته شایدم پس داده من نبودم که کشفش کنم!!!!)
خلاصه به بقیه که میگی خاله شدی میگن: آآآآآآآآآآآآخی . چقدر نازه.
کلی هم غبطه میخورن.دیگه از این چیزاش که خبر ندارن.
ولی با این همه خاله بودن خییییییییییییییلی شیرینه!!
من به همه خانما توصیه میکنم که خاله بشن. نگین مگه دست ماست. دانشمندا جدیدا کشف کردن که از علل باردار شدن خانما اراده خاله شدن خواهراشونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



اندر مشقات شیرین خاله ای شدن2(یادداشت خاله ای)
