بازی
این روز ها منزل طبقه همکف هییت برپاست. مادری(مامان بابا) 15 روز هییت دارد. امیرحسین را بعد از ظهر روز اول پیش پدر بزرگ گذاشتم. امروز هم خاله و مادربزرگ آمده بودند خانه ما. خاله امیرحسین را نگه داشت. میگفت کلی خوش گذشته!! شب بابا مشغول طرح سوال برای دانشجویان است. امیرحسین را می برم می دهم بغلش و می گویم نوبت منه از کامپیوتر استفاده کنم. بالاخره بعد از یک ربع کامپیوتر را به من می دهد. آنطرف می رود و با امیرحسین بازی می کند. بازی هایش به قول خودش استاتیک است و دینامیک! استاتیک: امیرحسین را می خوابانی و دیگه هر کاری بشه که سرگرمش بکنی انجام میدهی! مثلا عروسک هاشو نشان میدی. باهاش حرف می زنی. یا مثلا با چیزی سرشو گرم می کنی. البته زود ب...









