دغدغه های پدرانه
دغدغه های یک پدر از خردترین مسایل روزمره فرزندش مانند پوشک و پوشاک و خورد و خوراک تا مسایل کلان زندگی او مانند تربیت صحیح در جهت رشد استعدادها، سود رسانی به جامعه و ... می باشد. گرچه گاهی اهدافی که از منظر برخی خرد تلقی می گردد در زندگانی دیگران به دلایلی من جمله تنگدستی، کلان محسوب می گردد، یا آنکه در ابعاد اهداف با یکدیگر اختلاف نظر وجود دارد. بحث من اصلا چنین مسایلی نیست و از چارچوب روانشناسی علمی پیروی نمی کند. آنچه بعدتر خواهم نوشت مجموعه مشاهدات من به عنوان یک مشاور آموزشی در یکی از مراکز آموزشی شهر تهران در یک منطقه متمول بوده است که به راستی اهداف خرد ذکر شده در بالا برای بسیاری از آنها هدف محسوب نمی شده است. به علاوه به علت شرایط خاص این دبیرستان و پیشدانشگاهی من در این سالها با دانش آموزان و اولیای زیادی سروکار داشتم که پس از چندین سال از خارج به ایران برگشته اند یا در فکر مهاجرت از ایران می باشند. تمام کیس هایی که در این سالها با آن برخورد داشته ام به صورت کلاسه شده در ذهنم نگهداری شده و اکنون تصمیم دارم آن را برای آینده فرزندم به عنوان تجربیات دیگران که من ناظر آنها بوده ام در این وبلاگ بنویسم. در سایر پستهای با این عنوان لطفا موارد زیر را در نظر داشته باشید:
١.من یک دانشجوی دکتری مهندسی مکانیک می باشم که بخش اعظم زمان خود را در دانشگاه یا در این مرکز آموزشی حدودا ١٠سال به تدریس و مشاوره آموزشی می پردازم
٢.تحلیل ها وزوایای دید من قطعا با یک روانشناس و مشاور متفاوت خواهد بود. لذا افرادی که این پستهارا مطالعه می کنند به این موضوع عنایت داشته باشند.
٣. هدف از نوشتن این پستها یادآوری اهمیت تربیت در زندگی آینده فرزندم و فکر در مشکلاتی که برای بسیاری از پدرو مادرها پیش آمده و قطعا برای ما دشوارترش پیش خواهد آمد.


دغدغه های پدرانه
