چقدر بچه ها را در مشکلات مشارکت بدهیم؟/بخش1 مشکلات درون خانواده*
این مطلبو بعد از یه روز پر تدریس و پر مطالعه تو خونه می نویسم. بابت غلطهای املایی ببخشید.
مشکلاتی که برای یک خانواده پیش میاد را به دو دسته تقسیم میکنم بر اساس عوامل شکلگیری به دو دسته ناشی از عوامل درون خانواده و بیرون خانواده تقسیم می کنم. در این بحث مشکلات بچه ها یا ناشی از بچه ها را کنار میذارم. و روی مشکلاتی که در روابط پدر و مادر ایجاد میشه تمرکز می کنم. به نظر می رسه بچه ها هیچ عنوان نباید در جریان مشاجرات و اختلافات سنگین پدر و مادر قرار گیرند.منظورم مشاجراتی هست که در ان پدر مادر باهم جرو بحث می کنن یا بعد از ان به سردی باهم رفتار می نمایند. سردی احتمالی در روابط پدر و مادر نباید به بچه ها منتقل بشه. احساس ناامنی، بی اعتمادی از ثمره های اولیه این مشکلاته. خاصه اگر پدر یا مادر بخاهند با ایجاد جبهه بچه ها رو به سمت خودشون بکشن. آتش اختلاف زن و شوهر همواره باید زیر خاکستر بماند اگر میخواهیم محیط خانواده ی ما به آتش کشیده نشود. در این سالها عمده بچه هایی که مشکلات درسی یا رفتاری داشتند و همواره در مدرسه و حتی بیرون با حاشیه همراه بودند کسانی بودند که درگیر اختلافات شدید خانوادگی بوده یا گرفتار طلاق پدر و مادر بودند. الان تصویر خیلی هاشون از جلوی ذهنم میگذره، کسایی که واقعا با هوش و با استعداد بودن اما به خاطر اینکه کسی متولی تربیت و مراقب رشد استعداد اونها نبود استعدادشون به هرز رفت و یا داره میره. بعدا نمونه هایی را می نویسم.
گاهی اوقات مشکلاتی نظیر بیماری پدر یا مادر یا مشکلاتی از این دست برای خانواده رخ میدهد. یادم میاد که در یکی از جلسات خانم دکتر فردوسی در این مورد قایل به این بود که از بیان مشکلات برای انجام اموری همچون درس خوندن بچه ها استفاده نکنین.مثلا نگویید قلب بابات رگهاش گرفتن حالا ببینم تو با این درس خوندنت(یا با این کارهات) می تونی اونو سکته بدی!! باز به نظرم میرسه اینطور موارد نیز به صورت بسیار کمرنگ و چراغ خاموش پیگیری بشه. بهتره. البته شاید بشه از یک سنی به بعد این دست مسایلو با بچه ها در میان گذاشت.که این به تدبیر والدین برمیگرده.
*چنانچه نقدی بر این مطلب دارید قبلا پست «دغدغه های پدرانه» را مطالعه تا با مختصات نویسنده آشنا شوید.


چقدر بچه ها را در مشکلات مشارکت بدهیم؟/بخش1 مشکلات درون خانواده*
