آتلیه...
گرچه آلودگی هوای تهران واقعا داره حسابی اذیتمون میکنه اما این آلودگی و تعطیلی شنبه برای من و امیرحسین بدهم نشد. از این بابت که بابایی شنبه خونه پیش ما موند و جایی نرفت و این تازه اول ماجرا بودو صبح که امیرحسین بیدار شد لباسش را عوض کردم و لباسی که یکی از همسایگان برایت آورده بودم را تنش کردم. روش عکس زرافه داشت. بعد هم جلیقه زرده را که روش عکس زرافه داشت را تنش کردم. خیلی جالب همه چی با هم ست شد! آوردمش روی تخت و بابا دیدش و گفت چه تصادف بامزه ای. بیا عکس بگیریم.من هم از فرصت استفاده کرده و پتوی زرد رنگش را که عکس زرافه دارد آوردم و چند تا عکس گرفتیم. چند وقتی است به بابا میگویم بیا یک آتلیه راه بیانداز و عکس بگیر منتهی از زیرش در...










